آنکس که نداند

بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی

آخرین اخبار

بله! ما برگشته‌ایم.

بله! نوین فعلاً دو جا اسمش در آمده. یکی شهید بهشتی، رشته زیست شناسی سلولی ملکولی و یکی دیگر دانشگاه آزاد مشهد، پزشکی.
نه! هنوز نمی‌دانیم چه می‌شود. اگر چه که خیلی علاقه به پزشکی دارد، اما دوست ندارد برود مشهد و فعلاً شهید بهشتی را ثبت نام کرده و منتظر نتیجه پردیس‌های بین‌الملل است.


بله! حساب کردیم دیدیم از نظر مخارج، آزاد مشهد با بین‌الملل خیلی تفاوتی ندارد. چون در مشهد باید به فکر خانه و خرج زندگی هم باشیم برایش. اما اگر این بین‌المللی‌ها را تهران و کرج قبول شود، خب خرج خانه و زندگی ندارد.


بله! ما خوشحالیم! خودش؟ نه هنوز. گفتم که! منتطر نتیجه بین‌الملل است.
 چند است؟ والا ما که مطمئن نیستیم هنوز ولی می‌گویند انگار سالی پانزده میلیون در می‌آید. بله! می‌شود حدود چهار هزار یورو! ها!ها! خب ما عادت کرده ایم همه چیز را به یورو تبدیل کنیم. مجدداً ها! ها!
نه والا! نداریم! البته اگر ماشین بزرگه‌مان را بفروشیم خواهیم داشت. آن هم به شرطی که بقیه پول را به حمید ندهیم. چطور؟ چطورش اینطور که ما از مسافرتمان یک پانصد یورویی و شش تا صد دلاری برگرداندیم. چون سعی کرده بودیم جلوی خودمان را بگیریم و تا ته پولمان را خرج نکنیم. بعد پول را دادیم دست حمید و روز بعد بهمان گزارش داد که چون یکی از همکارهای شرکت نیاز مالی داشته، پول را داده به او! این به آن معناست که همسرمان توی حساب خودش الان چهار میلیون پول نداشته که قرض بدهد به آقای همکار. پس به این نتیجه میرسیم که اگر بچه‌مان دانشگاه پولی برود، فعلا باید ماشین بفروشیم تا بعد ببینیم چه می‌شود.


آه راستی بله! روز آخر سفر رفتیم سالزبورگ. دو تایی. من ونوین. عالی بود. عالی. اگر گذرتان به شمال اتریش یا جنوب آلمان افتاد، دیدن سالزبورگ را از دست ندهید.

+ کتا ; ۸:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٦/٢٥
comment نظرات ()