بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی
روز من آفتابی و سبک می گذرد
در خودم تنها هستم
و آرامش برکه ام را
هیچ
- حتا شیرجه ی مرغ دریایی ای هم-
نخواهد توانست بر هم زند