آنکس که نداند

بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی

فیزیوتراپی یا روانشناسی؟ مسئله اینست!

 

نه که گفته باشم اینجا به روز نخواهد شد! بلکه منظور حقیر این بود که این وبلاگ را دیگر یک وبلاگ زنده و فعال به حساب نمی‌آورم. انگار پیر شده. یک طوری خسته است از دنیا و رویدادهایش. هن هن کنان و نفس زنان و عصا به دست راه می‌رود. حتی کمرش هم خمیده طفلکی.

الان در تب و تاب انتخاب رشته‌ایم. رتبه نوین توی گروه تجربی شده 3683
با این رتبه گویا حتی احتمال دارد که مثلن بتواند توی شهرستانی مثل شهرکرد پزشکی قبول شود. اما خودش مطلقن پزشکی و دندانپزشکی و داروسازی نمی‌خواهد.
یک رشته‌هایی انتخاب کرده‌ایم به اتفاق هم. از قبیل شیمی محض و کاربردی - روانشناسی بالینی- فیزیوتراپی- زیست سلولی ملکولی- میکروبیولوزی و حتی بینایی‌سنجی.

شنیده‌ام فیزیوتراپی رشته‌ی خوبیست. اما نمی‌دانم با این رتبه آیا ممکن است قبول شود یا نه. بخصوص که دانشگاه‌های زیادی هم این رشته را ارائه نمی‌دهند. بعد از آن دلش می‌خواهد روانشناسی بخواند. و من نمی‌دانم چرا دلم نمی‌خواهد روانشناسی بخواند. یکی هی توی دلم می‌گوید : "آخه روانشناسی هم شد رشته؟" یعنی در واقع چون برادرم روانشناسی خوانده و آنرا بوسیده و گذاشته کنار و الان دارد از راه زبان انگلیسی نانش را در می‌آورد، یک تصوری در من شکل گرفته که روانشناسی رشته‌ی به درد نخوری‌ ‌است. اما مخالفت‌های من گمانم سودی نداشته باشد. چون حتی اگر انتخاب‌های اولش را بزند فیزیوتراپی، انتخاب های دومش روانشناسی خواهد بود و یک ندای درونی به من می‌گوید همین روانشناسی قبول خواهد شد.

نقطه

+ کتا ; ۱:٢٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٥/۱٥
comment نظرات ()