آنکس که نداند

بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی

چطور می‌شود آدم بگوید که خوبم؟

 

حالم خوب است. هیچوقت به این خوبی نبوده‌ام. هم جسمم خوب است هم جانم. یوگا را دوست دارم. با گلدانهایم سرگرمم. فردا هم قرار است با حمید برویم تور طبیعت گردی. لاله‌های گچسر را ببینیم و برویم شهرستانک. ذوق دارم اما خجالت می‌کشم بگویم خوبم. حس می‌کنم حتی اگر خوبم نباید این حرف را بگویم.

با این همه خفقان، با این همه تورم، وقتی مردم به نان شبشان محتاجند و بچه‌ها به جای بازی کردن در پارک‌ها، سر چهارراه‌ها به بیگاری گرفته می‌شوند و جلوی مردم گردن کج می‌کنند، وقتی این همه بی‌گناه توی زندان هستند و هر روز خبر می‌رسد که یکی محکوم شد، یکی اعتصاب غذا کرد، یکی کلیه‌اش از کار افتاد، یکی حالش رو به وخامت رفت، وقتی هر روز عده‌ای کارگر بیکار می‌شوند و صنایع دارند از پا می‌افتند و قوز بالاقوز این تب کریمه کنگو هم که آمده، ...

چطور می‌شود آدم بگوید که خوبم؟ نمی‌شود.

+ کتا ; ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٢/٢۸
comment نظرات ()