آنکس که نداند

بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی

اندر حکایت ما و قرص ها

 

قرص‌ها را می‌خوریم که حالمان بهتر باشد. که هر از چند گاه از غصه نَمیریم. که تا کیش به کیشمیش می‌شود گریه‌مان نگیرد. که تا یکی چپ نگاهمان کرد از دلشوره به حال مرگ نیافتیم. که راحت بتوانیم به موضوعاتی که هیچ با نمک نیستند هم،بخندیم. که به اندازه کافی بخوابیم. که خیلی از چیزهایی که از این گوش می‌گیریم را بتوانیم مستقیم از آن گوش درشان کنیم. که درد کمتری بکشیم...

و به راستی اگر قرص نبود زندگی موجود وحشت آورتری می‌شد. بله! قرص چیز خوبی است.

+ کتا ; ۱:٠٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/٢٦
comment نظرات ()