آنکس که نداند

بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی

نوزده

 

نوزده شاخه رز سرخ روی میز است.

یعنی شد نوزده سال که ما با هم‌ایم. یعنی این همه فراز و فرودِ پشت سر را با هم بالا و پایین رفته‌ایم و دست هم را رها نکرده ایم و دوام آورده‌ایم.

خوشحالم 

+ کتا ; ٢:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٩/۱٥
comment نظرات ()