بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی
.
چند روز است نمیتوانم غذا بخورم. نمیتوانم غذا بپزم. دلم میخواهد گرسنه شوم. گرسنه بمانم. اما انگار نه گرسنه می شوم نه تشنه.
گمان نمیکردم روزی غذا خوردن این همه دشوار شود. باعث خجالت شود یا قلب آدم را به درد بیاورد فرو بردن هر لقمه ای