آنکس که نداند

بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی

 

شايد به خاطر همه چيز هايی که خورد کردن اعصاب آدم وظيفه شان است، اعصابم خورد است و ميان جمله هايم همين حس را مدام پياده می کنم. شهرداری فقط برای گرفتن رشوه، بی خود بی جهت و در حاليکه مجوز رسمی از راهنمايی و رانندگی در دست داريم کار را صبح امروز که روزی آفتابی است متوقف کرده. جيگر اين مملکت را بروم.

کمی هم تک گويی بشنويد از يک سوی سيم تلفن که مال همين يک ساعت پيش است:

جناب آقای...؟ سراجی! بعله لطف دارین. حال شما چه طوره؟ اینو لطف می کردین روز اول به ما آدرس میدادین. نه خدا شاهده. مگه ما می خوایم لجبازی کنیم با هم؟ آدم که نکشتیم. خلاف که نکردیم. ستونه! آوردیم میخوایم کار بذاریم. خوب زنده باشی. سر خیابون جدول شکسته. من اونجا رو خودم با خرج خودم درست می کنم. من خودم یک ساعت با آهنگر برای همین دعوا کردم. اگه ستون علم نشه که راه کوچه تا مدت بیشتری بند میاد. دوست عزیز آخه بالاخره شما ...

عقب موندم از حرف های رئیس پای تلفن

الان داره میگه

فقط لطف کنین هر کاری می کنین در چهار چوب قانون. اگه آدم کشتیم قانونی ما رو ببرین اوین اعدام کنین. لجبازی که نمی خوایم بکنیم. هموطنیم هر دومون ایرانی هستیم آخه این درسته؟

حالا گوشی قطع شده. و آقای میر سلیمانی رو گرفته. مثل اینکه رئیس ِ اون قبلیه س.

من شماره و اسم شما را الان فهمیدم. شما با من صحبت نکردید. ایشون پدر خانم بنده بودند و هشتاد و چهار سالشون است. ...

بعدش بد جور دعوا شد.انگار یارو اصرار داشت که نه خود شما بودین. و من باز از جمله هایی که پشت سر هم روی هوا همراه با فحش و فضیحت ردیف شده بودند عقب ماندم.

هوا آفتابی نباشد یک جور گرفتاریم هوا آفتابی باشد یک جور دیگر.

چکار باید کرد؟

حالا داره با آهنگر حرف میزنه. 

 بیا با هم بریم پیش میر سلیمانی. میگه شاکی دارین. شاکی ما کیه؟ مجوز که دارین امروز؟ خوب. من یه صحبتی دارم. این آقا مهرداد که با رئیس کلانتری آشنایی داره . ناحیه هم بغل کلانتریه. بله. اون ناحیه ی ما چسبیده به کلانتریه. بگین از طرف اون ...نه بابا اصلن گوش نمیده به حرف ما فقط بی ادبی می کنه. جان؟ بابا تعهد که منم میدم. اون که مهم نیست. بگو از طرف اون حلش کن که ما نریم اونجا دعوا مرافعه. ببینیم چی میشه...

و باز گوشی قطع شد.

 

چه روزیه امروز...

 

يه تکه هم از ديروز بعد از ظهر دارم که شايد دنبالک اين پست بيارمش...الان بايد برم دنبال دخترک.

 

+ کتا ; ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/۱٠/٢٦
comment نظرات ()