بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی
بلا آن دم به سر میآید
که سر از بلا نترسد
* لطفن به ایهام میان "به سر آمدن" و به "سر" آمدن در جمله بالا توجه ویژه شود