آنکس که نداند

بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی

آن وقت...

.

این هم احساس بدی نیست که آدم حس کند هر آنچه که گفتنی داشته را تا به حال گفته. 

آن وقت می تواند تا آخر عمر با خیالی آسوده ساکت بماند. 

.

.

 

+ کتا ; ۱٢:٤۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/۸
comment نظرات ()