آنکس که نداند

بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی

یه همین چهار تا گلدان توی بالکن

 

آدم باید بتواند دلش را خوش کند و من می توانم این کار را انجام دهم.

به همین چهار تا گلدان توی بالکن، به همین امروز. به همین فکر که دلم می خواهد بروم ماشین ظرفشویی بخرم. حتی به این فکر که این یخچال کوچکتره را خالی کنم و از برق بکشم فعلن چون برق دارد گران می شود. 

 

بالکن

+ کتا ; ٧:۳٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۸/٥
comment نظرات ()