آنکس که نداند

بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی

تلما و لویز

 

دیدیمش و دوستش داشتیم. در واقع نمی دانم چرا حتی کیف هم کردیم از دیدنش ! 

 

+ کتا ; ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٤/٢۱
comment نظرات ()