آنکس که نداند

بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی

...

 

دل ما هم دل نیست. دل آنست که طاقت بیاورد گاهی نرفتن را. ما می رویم... 

 

 

+ کتا ; ۳:٢۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/٢٢
comment نظرات ()