آنکس که نداند

بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی

خلاصه گزارش دیروز

یکِ بعد از ظهر یکشنبه است.

حمید الان دوباره رفت برای قسمت دوم اسکن. یک پاکت شیر برای مقابله با اثرات سوء رادیو اکتیو و دو تا دستمال حوله ای هم برای زیر سرش برد چون می گفت آن تخت هایی که می خوابانندشان برای عکس گرفتن خیلی کثیف است.

 توی برگه ای که داده بودند دستش، نوشته بود :" داروی شما بین ساعت دو تا سه تزریق خواهد شد و اسکن شما دو ساعت بعد از آن انجام می شود."دارم فکر می کنم طفلکی دو ساعت باید آنجا بنشیند و مردم را تماشا کند. کاش حواسم یا حواسش بود یک کتاب می برد. حواس من فقط اول بود که دفترچه بیمه و کارت بیمارستانش را جا نگذارد که دم در دادم بهش گذاشت تو جیبش و دوم که رفته بود دم آسانسور و در را بسته بود من یکهو چشمم به کلاهش افتاد که مطمئن بودم با این بادی که بیرون می وزد حتما می خواست برداردش و یادش رفته و بر داشتم و دویدم که تا آسانسور نیامده بدهم دستش. و دیگر به بقیه جهات قضیه منجمله چگونه گذراندن اوقات فراغت در هنگام انتظار فکر نکردم.

دیروز صبحانه و دارو های مادر را صبح زود دادم و نوین را ساعت هفت رساندیم به ایستگاه مینی‌بوس مدرسه و هفت و نیم هم ما توی بخش هسته ای بیمارستان بودیم و مادر با کمربند ایمنیِ بسته و درهای قفل، توی ماشین نشسته بود تا حدود یک ربع به ده که معاشر فرهنگی مان این بار در نقش فرشته نجات ظاهر شد و زنگ زد که توی محوطه بیمارستان است و آمده برای کمک. (لطف بزرگی کرد بهمان. و خداوند عالم خیر و برکت و عمر دراز سرشار از شادی بهش بدهد. و بداند که  این ثواب ها بی جواب نمی ماند و خداوند و برای هر ذره کار نیک پاداش نیک در نظرخواهد داشت. و خلاصه که انشاالله خیر از جوانی اش ببیند وبد در روزگارش نبیند و خدا آرزوهایش را بر آورده کند ) به این ترتیب بود که من توانستم مادر را برگردانم خانه و مادر نازنینم که خسته هم شده بود به محض برگشتن خوابش برد.

آن ها اگر اشتباه نکنم حدود ساعت یک بعد از ظهر برگشتند و هر چه به معاشر فرهنگی مان اصرار کردیم که لااقل نهار بماند، نماند و من فقط یک لیوان شربت بهش دادم و تمام مدت فکر می کردم شربت زیاد ریخته ام و آب کم ریخته ام و زیاد شیرین است و حتی پرسیدم آب بیاورم گفت نه. ولی شربتش را خوب هم نزده بود و شربت ها مانده بود ته لیوان.

نتیجه اسکن انگار خوب بوده. البته هنوز جواب را به ما نداده اند و ما هم به  دکتر نشان نداده ایم اما آن کسی که اسکن کرده گفته خوب است. و نیازی به رژیم غذایی ندارد و منعی هم برای مصرف داروی خاصی ندارد. و خیالمان از این بابت مقدار زیادی راحت شده.

 

+ کتا ; ۱:٥٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱/٢٢
comment نظرات ()