آنکس که نداند

بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی

زنبور یزدی!

 

این را به یاد مایلا و کلکسیون عکس های حشرات و خزندگانش گرفته بودم. برای خودش هم فرستادم.

اما این پست تقدیم به مهدیه که گفت در این دنیای فیلتر شده چطور آپلودش کنم.

.

قسمت آخر نحسی سیزده را سعی می کنم امروز تایپ کنم.

 

 

+ کتا ; ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱/۱۸
comment نظرات ()