آنکس که نداند

بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی

بود؟!

 

روزگاری بود
روزگار تلخ و تاری بود
بخت ما چون روی بدخواهان ما تیره
دشمنان بر جان ما چیره...
......
وقتی بچه بودم و این شعر کسرایی رو می خوندم ، یک زمانِ قدیم برام مجسم می شد. یک زمان ِ خیلی قدیم که خوشحال بودم ازاینکه گذشته.... چون می گفت:"بود"‏. چه دلم خوش بود!

 

 

+ کتا ; ۱:٥٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/۱۸
comment نظرات ()