آنکس که نداند

بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی

روز ِ بارانی

 

زندگی یعنی همین آغوشِ تو، گاهی که من لبه پرتگاه ایستاده ام...

 

 

 

 

 

 

+ کتا ; ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/۱۳
comment نظرات ()