بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی
میتوان امیدوار بود،
میتوان ترسید
میتوان جادهای برای
راههای
نرفته کشید
از هر سو که بخواهی
بر این بومِ سپید