آنکس که نداند

بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی

چه خبرا؟

 

این آزاد شد، اما اون محکوم به اعدام شده. از اون یکی خبری نیست. یکی دیگه اما معلوم نیست کجاست. از اون یکی می خوان اعتراف بگیرن. تحت فشار است. این یکی داره وثیقه جور می کنه. اون یکی ناپدید شده. وضعیت نامشخص یکی دیگه،  بازداشت شبانه ی این، نگرانی نسبت به وضعیت سلامت اون، ادامه احضار دانشجو ها،  بازداشت ِ چند تا از  اون یکی ها، فشار نیرو های امینتی بر خانواده این یکی...بی خبری از وضعیت یکی دیگه، ان سال حبس تعزیری برای این برای اون،...انتقال یکی از این بند به اون بند...  

همینطور این خبر ها با اسم های مختلف تکرار می شوند هر روز هر روز هر روز...

اینجوریاس

 

 

+ کتا ; ۱:۱٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/۳٠
comment نظرات ()