بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی
دیگر لازم نیست دنبالشان بگردیم. همینطوری هم تارهای موی سپید لابه لای موهایم دیده می شوند. هنوز دوستشان دارم و نمی دانم یعنی می رسد زمانی که من دلم بخواهد موهایم را رنگ کنم؟