آنکس که نداند

بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی

نفس های عمیق

 

گاهی آدم باید بتواند خودش را کنترل کند.  بخصوص مواقعی که خشمگین است. مثلا الان شما ببینید : جی میل و یاهو قطع است، همه سایت هایی که دلت می خواهد ببینی شان فیلتر است و فیلتر شکن ها هم از کار افتاده اند!

 خب برای کاربری که نشسته پشت مانیتور و دارد خدا هزار تومان در ماه پول می دهد که اینترنت پرسرعت داشته باشد، چه حالی پیش می آید؟ خیلی باید آدم خود داری باشد که بتواند سعی کند این صحنه را از جلوی چشمش دور کند که مثلا کی بورد را برداشته و درق درق دارد می کوبد روی میز. یا اینکه مانیتور را با حرکتی مثل وقتی که فیلم اسلو موشن می شود، از پنجره پرت می کند پایین و می ایستد به تماشای برخوردش بعد از سقوط از پنج طبقه با زمین...

 بعد یاد  آن موقعِ سی سال پیش بیافتد که قرار بود یک چیزی از تلویزیون پخش مستقیم بشود که وسط برنامه قطع شده بود و مردم نتوانسته بودند خشمشان را کنترل کنند و زده بودند شیشه های تلویزیون هایشان را شکسته بودند. البته در آن زمان هنوز ماهواره هم نبود و مردم خیالشان راحت بود که وقتی تلویزیون بشکند چیز زیادی را از دست نخواهند داد. هر چند که همه ی آنهایی هم که تلویزیون هایشان را شکسته بودند بعدش حسابی پشیمان شده بودند.

 بعله. گاهی آدم باید بتواند خشمش را کنترل کند و چنگ بزند به همین کی بورد و در میان کلماتی که تایپ می کند، نفس های عمیق بکشد ...

 

 

 

+ کتا ; ٤:٤۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/۱۸
comment نظرات ()