آنکس که نداند

بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی

در چارچوب ادب

 

 دلم می خواهد چیزی بنویسم اما نوشته نمی شود. شاهدش اینکه توی دفتر چه یادداشتم سه چهار تا یادداشت دارم که همین یکی دو روزه نوشته ام اما قابلیت اینکه توی وبلاگ نوشته شوند را ندارند از بس که در به در و گاهی هم خارج از ادبند. وقتی می خواهم در چارچوب ادب بنویسم کلمه ها گم می شوند. لال می شوند.  کلا مغزم هنگ می کند. این روز ها انگار در و دیوار دست به دست هم داده اند که آدم نتواند مودبانه فکر کند.

+ کتا ; ٦:۱٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/۳٠
comment نظرات ()