آنکس که نداندبر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی |
||
درباره ی تاریخ البته اولین مشکل اینجاست که قدیمی ترین ها که مربوط به سال های ۶۷ تا حدود ۷۰ هستند کاغذ پاره هایی هستند توی یک کیسه نایلون که بیشتر آن نوشته ها هم تاریخ ندارد. فکر کنم باید اول آنها را گزیده نویسی کنم و به درد نخور ها را بریزم دور. بعد بنشینم تقدم و تاخرشان را حدس بزنم.
باید این کار را شروع کنم. ببین چه دیر شده. ۶۷-۸۴ میشه چند سال؟