آنکس که نداندبر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی |
||
نمانیــم کایــن بوم ویران کنند
همی غارت از شهر ایران کنند...
امروز از قبل از بیداری تو ذهنم یکی هی چند وقت یکبار میگه :
دریغ است ایران که ویران شود
کنـــامِ پلنــگان و شیــران شـود
بعد هی "کنام پلنگان و شیران" رو تکرار می کنه و هی شیر و پلنگ موتور سوار تصور می کنه...