آنکس که نداند

بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی

پلنگان و شیران

نمانیــم کایــن بوم ویران کنند

همی غارت از شهر ایران کنند...

 

امروز از قبل از بیداری تو ذهنم یکی هی چند وقت یکبار میگه :

 

دریغ است ایران که ویران شود

کنـــامِ پلنــگان و شیــران شـود

 

بعد هی "کنام پلنگان و شیران" رو تکرار می کنه و هی شیر و پلنگ موتور سوار تصور می کنه...

 

 

+ کتا ; ۸:٥٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/۱٠
comment نظرات ()