آنکس که نداند

بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی

...

 

گاهی هم

 هیچ نمی ماند

جز سکوت

بر لب

صبری که

تمام شده

 

 

+ کتا ; ٧:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٥/٢٧
comment نظرات ()