بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی
روز ها
پیدا و ناپیدا
میان بود و نبود...
.
یکشنبه چه رنگی داشت؟
نوک قلم روی هوا معلق ماند
چیزی نوشته نشد
-
میان خواب و بیداری
راه می رفتم
و از شب و روز
چیزی نمی پرسیدم
ماه مرداد
تلخ
می گذشت -