آنکس که نداند

بر خاک من بنویسید/ او ندانست/ و هرگز نخواست که بداند/ من هرگز نخواستم بدانم/ فقط زیستن آب را تماشا کردم/ و سکون خاک را/ من آنچه را اندیشیدم/ رها کردم ... بیژن جلالی

اینطور تهی


گاهی هم هر چه می‌گردم توی اتاق سرم هیچ چیز نیست. انگار که توی یک اتاق خالی، تاریک، بی در و پنجره و متروک، کورمال کورمال پی چیزی بگردیم که خودمان هم نمی‌دانیم چیست. یک چیزی، هر چه... هر چه بجز خودمان

 

+ کتا ; ۱:٠۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٤/٢٥
comment نظرات ()